حكيم ابوالقاسم فردوسى

65

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

گيتى سودمند است ، بر مردم آشكار گردانم . پس از پشت ميش و بره ، پشم و مو بُريد و بفرمود تا مردم ، آن را بريسند . آنگاه از آن ، جامه و زيرانداز فراهم آورد . سپس خوراك جانوران تيز رو را سبزه و كاه و جو بكرد . از آن پس از ميان ددان ، سياه گوش « 1 » و يوز را برگزيد و به چاره ، آنها را از دشت و كوه به ميان مردم آورد و بند كرد . از ميان مرغان تيز پرواز ، آنان كه چون باز و شاهين ، سازش پذير و دمساز بودند بيآورد و آنها را دست‌آموز بكرد و بفرمود تا مردم نيز آنها را به گرمى بنوازند . چون اينها همه كرده شده ، مرغ و خروس را نيز به ميان مردم آورد « 2 » . آنگاه مردمان را گفت : پروردگار آفرينندهء گيهان را نيايش و ستايش كنيد ، چه او بود كه ما را بر ددان چيره ساخت و ما را راه بنمود . تهمورس را دستورى نيك انديش به نام شيداسپ بود كه هميشه روز را به روزه و شب را به نيايش پروردگار مىگذرانيد و نماز شب و روزه ، آيين اوست و همواره در پيش شاه ، كمر به فرمان او بسته و پيوسته او را به راه راست رهنمون بود . « 3 » و بدين سان ، چنان تهمورس از بدى پالوده گشت كه فرّهء ايزدى ازو تابيدن گرفت . پس برفت و به افسون ، اهريمن را گرفتار كرد و زين بر او نهاد و بنشست و گِرد گيتى تاختن گرفت . « 4 »

--> ( 1 ) - سياه‌گوش جانورى درنده است كه سلاطين و امرا بدان شكار كنند . برهان قاطع ، سياه گوش . ( 2 ) - ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 28 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 129 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 43 - 42 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 134 مجمل التواريخ و القصص ، ص 39 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 115 . نيز همين منابع آورده‌اند كه وى نخستين كسى بود كه بفرمود تا بر اسب زين نهند و بر آن سوار شوند و از شتران براى بار بردن استفاده كنند و از سگها براى نگهبانى رمه‌هاى گوسپندان بهره گيرند . جوزجانى آورده است كه وى نخستين كسى بود كه تاج بر سر نهاد . همان ، ج 1 ، ص 135 . ليكن چنان كه پيش از اين ذكر شد نخستين كسى كه تاج بر سر گذارد به احتمالى گيومرت و با يقين بيشترى هوشنگ بوده است . ( 3 ) - ر . ك . زيرنويس صفحهء 73 . ( 4 ) - رساله ماه فروردين روز خرداد ، بند 8 در متون پهلوى ، ص 141 مينوى خرد ، ص 43 پرسش 26 بند 22 - 21 خرده اوستا ، ص 176 ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 43 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 120 . در رام يشت آمده است : « او [ اندرواى ] را بستود تهمورث زيناوند در روى تخت زرين در روى بالش زرين در روى فرش زرين نزد برسم گسترده با كف دست سرشار ، از او درخواست اين كاميابى را به من ده تو اى اندرواى زبردست كه من به همهء ديوها و مردمان و به همه جاودان و پريها ظفر يابم كه من اهريمن را به پيكر اسبى درآورده و در مدت سى سال تا به دو كرانه برانم ، اندرواى زبردست اين كاميابى را به او داد تا اين كه تهمورث كامروا گرديد . . . » پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 147 رام يشت ، كرده 3 بند 13 - 11 . ثعالبى آورده است كه ايرانيان در كتابهايشان و نيز بر ديوار كاخها ، تهمورس را به حال سوارى بر ديو ، نگارگرى مىكنند . همان ، همان صفحه .